تابستان67 ، آن فصل عبور

31 ژوئيه 2017
  • Media

 maniranam time shoot

شبي دراز بود، شايد به فرصتِ يك سال

و ساعت شماطه دار به وقتِ تير و دار و گور 

كوك شده بود!

فصلى معلق بود، با حس دگرگونى

خون روى كاغذ و خودكارها جارى 

هزار گلوله به پيشانى و سينه

هزار ضربه عميق روى شاهرگ ها

هزار ماشه لغزنده زير حركت شست

و شب از شرارت رگبار پر مى شد!

اما...

به دست حادثه نسپردند سرنوشت خويش!

با هر «نه»، با هر «نام»، با هر «فرياد»

نورى دگر نشست برشانه هاى سرد حصارها، حتى!

با هر «گام»، با هر «درد»، با هر «خشم»

شورى دگر به پا شد در بند بندِ بند

در ما هميشه چه بيداريد!

ما از گلوى شما مى سراييم 

آوازهاي شرقى اين سرزمين مان

يك نام مانده از آن فصل داغ و دور 

تابستان 67، آن فصل عبور...

يك خاك مانده به هيئت يك خاوران غرور

Media

ارتباط با ما

 
maniranam01